امروز...جمعه...يك رو غير معمولي
تماس از سمت يكي از بچه ها بود و تيم فوتبال بلنگ رو مبارزه طلبيد، بچه ها هم بعد كلي ناز كردن عزم رفتن كردن و ماجرا تازه از اينجا آغاز شد.
ساعت 15:05 بود و تيم بايد ساعت 4 باشگاه ورزشي مي بود، در نتيجه در به علت ضيرق وقت تيم آشپزي فراخوان كمك داد درنتيجه ،2 تا آشپز بعد اين فراخوان تبيل شدن به 4 تا آشپز ،و از قديم گفتن آپشز كه چهار تا شد غذا يا ...
پارازيت و پرسه به عنوان تيم اصلي و سايبر و هيدن به عنوان نيروي كمكي كلا آشپزخونه رو به دست گرفته بودن و همزمان در 4 ماهيتابه داشتن كوكو سيبزميني (؟؟؟!!!!؟؟؟) درست مي كردن و...
جي جي جي جينگ، ماحصل اين همكاري

شاهكار سايبر كه خواست حركت حرفه اي بزنه و بجاي استفاده از قاشق براي برگردوندن غذا خواست غذا رو بنداره هوا و ...

و اما سفره ي قشنگ و دوست داشتنيه بلنگي...

بالاخره پس از اين ناهار خوشمزه(ابدا شباهتي به كوكو نداشت) ، 5 دقه به 4 تيم قهرمان بلنگ راه افتاد به سوي هدف.
در نهايت تيم بلنگ خوش درخشيد و درحالي كه كمتر از يك ساعت از ناهارشون گذشته بود با 3 برد در 6 يا 7 بازي(قبول كنين كه بلافاصله بعد ناهار نميشد دويد) به وطن بازگشت.
خلاصه هيچي جمعه كاملا مفيد گذشت.
امتحان شبكه رو چي كار كنيم ها؟
این وبلاگ متعلق به گروه بلنگ است.