خصوصیات یک پسر خوب (طنز)

1- یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد

1- یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد
اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفتای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کردهای؟
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اوردهای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شدهام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
shafaf.ir




تاثیر آرایشگاه روی آقایان و خانم ها
3
تفاوت طلاق برای زن و مرد
سلام
قضيه چيه من كجام شما چرا دارين ميخونين ؟؟؟؟؟
چي؟ 17 بدر ها ... آقا جاتون خالي ديروز بند عمر شاه
عجب جايي بود خيلي خوش گذشت فكر نميكردم همچين جاهايي هم بيرجند داشته باشه
شرح آزمايش چي ببخشيد تفريح:
ساعت 6 :منو كاتافراگ حركت به سمت معصوميه به قصد خريد نان .
يك ساعت بعد : كماكان 5 نفر جلو ما هستن ... بالاخره بعد از 45 دقيقه در ساعت 8 ربع موفق به خريد نان شديم
ساعت 9 : منو ارور با موتور احمد پشت سر آژانسي كه بچه ها توش بودن داشتيم ميرفتيم.
ساعت 10 : يه جاي خوب پيدا كرديمو اتراق
ساعت 11: مثل اين كه دوستان كبريت و چاقو و زير شرواري و نمكو ... بماند مزش به همينه برگشتيم دومرتبه آورديمش
ساعت 12 : مثل اين كه شلوغ شده اين جدده ها هم دست از سر ما بر نميدارن اول كه پول ميخواستن بعد با نون تخمه راضي شدن البته هر 10 دقيقه يه جدده تازه مي امد باز همون اشو همون كاسه
(جدده: پيره زني داهاتي است بسيار سمج ، به سرعت پسر خاله ميشود ، داراي مدرك درجه 1 كوهنوردي ، و بقيشو يادم نمياد )
ساعت 13: يه 1 ساعتي ميشه كه دارم سعي ميكنم با اين چوباي تر چاي درس كنم . بالاخره بعد از يك ساعتو نيم موفق شدم چاي دم بزارم.
ساعت 14: خيلي خيلي شلوغ شده مجبور به تغيير پوزيشن شديم .. رفتيم يه جايي زير آبشار از دو طرفمون آب ميرفت ديوانه بود . شروع به درس كردن ناهار شديم منو پارازيت اجاقو درس كرديم ارورو كاتافراگم جوجه ها رو به سيخ ميكشدن سايبرم كه رفته بود كوه گم گور شده بود هيدنم داشت مستد سازي ميكرد
ساعت 15 : عجب غذايي درست كردم اصلا من از اول آشپز به دنيا اومدم...
ساعت 16 : خب چرت بعد از نهار و باد و آب و مه خورشيد فلك
ساعت 17 : جلو خوابگاه بوديم با 1 كشته 2و مجروح و 1 نقص عضو و 2 موجي به صورت 100 % شكست خورده
خلاصه جاي همه خالي خيلي حال داد...
در ادامه با تشكر فراوان از :
عموي ارور ، موتور احمد و من (مرد اخلاق روز)